بمان و بساز

این شعر سپید رو خیلی وقت پیش سرودم
دیدم زیاد کسی به ما سر نمیزند! به همون خاطر گذاشتمش
شاید بهونه ای شد برای حضور شما



اشک هایم

بغض گلویم
لرزش حرف هایم...
آیا
بیانگرسخنی از اعماق دلم نیست!؟
آیا این بیان قدیمی که باز
از نو به سراغم آمده
بیانگر غمی دیگر
ازتو
درست شبیه همان عاشقیِ گذشته مان نیست!؟
آیا هزار آیایِ دیگر را
در قلبم نمی بینی که
تنها تو را
مخاطب کرده اند!؟
.
.
.
این حقیر عشق تو را با خون دل خرید
پس مهرِ تورا
با خونِ دلِ فراغت عوض نخواهد کرد...
.
.
.
بمان و با او بساز
آنچه را که شکسته شد
چون دلم و دلت...

 

 

/ 83 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

میگم نظرات من نرسیده یا شما تایید نمیکنید؟[متفکر][پلک]

نجمه خانوم

واقعا ممنون از کامنتای فراوونی که برام میزاری

mehrsa

sar zadam...ama ghadimi bood k matnatoon...

فاطمه

بالاخره قالب مورد نظر یافت شد...!! شما چرا دیگه به وبتون سر نمیزنید ؟؟؟[ابرو]

فاطمه

گفتی که تو را شوم مدار اندیشه دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه کو صبر و چه دل، کنچه دلش می‌خوانند یک قطره‌ی خون است و هزار اندیشه *** اپممم : )

جوان

سلام علیکم روز دانشجو راباتاخیر خدمت شما تبریک عرض میکنیم. یاعلی

السا

خـداونــدا... به دل نگیر اگر گاهی زبانم از شکرت باز می ایستد !!... تقصیری ندارد... قاصر است کم می آورد در برابر بزرگی ات... لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت در دلم اما همیشه ذکر خیرت جاریست !!...

katerin

هیعـی سـال اَسـبم تـموم شـد و شـاهزاده رویاهـای مـن بـا اسـب نیـومد :( خـدا کنـه تـو سـال جـدید بـا بُــز و گوسـفنداش از پُـشت کـوه بیـاد دیـگه